السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
85
تفسير الميزان ( فارسي )
معناى عاجز نبودن را مىدهد . اين كلمه تنها در مورد خداى تعالى بطور مطلق استعمال مىشود ، و تنها در مورد او است كه مىتوان بطور مطلق گفت « قادر » است ، و اما غير خداى تعالى محال است كسى قادر مطلق باشد ، هر چند كه لفظ قادر بطور مطلق در باره آن اطلاق بشود . پس هر گاه بخواهيم غير خدا را قادر بخوانيم حق كلام اين است كه بگوييم فلانى قادر بر فلان كار است . و اگر بگوييم فلانى قادر است ، صرف تعبير است و گر نه معنايش مقيد است ، چون آن كس ، قادر بر كار معينى است ، نه قادر مطلق . و به همين جهت است كه غير از خدا احدى به اين صفت توصيف نمىشود ، مگر آنكه به ضدش نيز توصيف مىشود ، چون غير خدا هر كه را فرض كنيم به هر كارى كه قادر باشد ، از كارهاى ديگر عاجز است ، تنها كسى كه بطور كلى عجز از او منتفى است و به هيچ وجه متصف به آن نمىشود ، خداست . و كلمه « قدير » به معناى آن فاعلى است كه هر چه بخواهد مىكند ، و بر مقتضاى حكمت هم مىكند ، نه زائد بر آن ، و نه ناقص از آن ، و به همين جهت صحيح نيست كه غير از خداى تعالى كسى به اين صفت متصف شود : « انه على ما يشاء قدير - او است كه بر هر چه بخواهد قدير است » . كلمه « مقتدر » نيز قريب المعناى با كلمه « قدير » است و به همين معنا است جمله « عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » چيزى كه هست در غير خداى تعالى هم استعمال مىشود ، و در غير خدا معنايش متكلف و مكتسب قدرت است ، يعنى كسى كه براى به دست آوردن قدرت خود را به زحمت مىاندازد ، و خود را قدرتمند وانمود مىكند . « 1 » و حقا خوب معنا كرده ، چيزى كه هست در آنجا كه گفت « و چون خداى تعالى با آن وصف شود معناى عاجز نبودن را مىدهد » پيداست كه سهلانگارى نموده ، چون صفات ذاتى خداى تعالى از قبيل حيات و علم و قدرت معانى ايجابى هستند ، نه سلبى براى اينكه عين ذاتند ، و معقول نيست معناى سلبى عين ذات باشد ، مثلا معناى حيات ، نداشتن مرگ ، و معناى علم ، نداشتن جهل ، و معناى قدرت ، نداشتن عجز باشد اين عقيده صابئين است ، و لازمه اش اين است كه ذات خدا خالى از صفات كمال باشد . پس حق مطلب اين است كه معناى قدرت در خداى تعالى نيز قدرت بر انجام هر كارى باشد كه اراده كرده ، و لازمه آن اين است كه مطلق عجز از ساحت او نفى شود . * ( « وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ » ) * كلمه « مصيبت » به معناى هر ناملايمى است كه به انسان برسد ، گويى از راه دور به
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « قدر » .